خوشم نمیاد دیگه
پ.ن: آرایش صفحه کلیده شکنجه س!!!
خوشم نمیاد دیگه
پ.ن: آرایش صفحه کلیده شکنجه س!!!
خیلی فکرا تو ذهنم اومده! خیلیاش حداقل ارزش نوشتن رو داشته! ولی وقتش نیست! خوبه حداقل دارم عادت میکنم! ... !
به قول بعضی! این چه زندگیئیه! سگ بگیره این زندگی رو![]()
------
فردا 9 صب امتحان دارم! و هفت میخوام بیدار شم! ![]()
اینش جالبه! از شنبه تا سهشنبه، 4 روز 4 امتحان!
! و من میتونم!
ربطی نداره ولی این تیکه تمام روز تو ذهنم بود
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش
نغمه ناجور٫ نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم
همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در٫ که دلتنگم.
فقط تنها بدیش اینه که مذکره!
یه بدیه کوچولوی دیگه هم دارهها ولی مهم قلبه که باید جووون باشه ![]()
اگه هم بیفتم، یا مجبور شم حذفش کنم، بازم خیلی دوسش دارم!
- ما استاد؟
- چاکریم استاد!![]()
![]()
همهی شوکش میپره! ناراحتی، عصبانیت، خوشحالی، و...!
اینم از زندگیه ما!![]()
ادامه رو بخون: Relax take it easy!
اینم لینکش تو یوتیوب برای مشتاقان همین اینجا
-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-!-
اگه تونستین به ۹ روش یه مربع رو به چهار قسمت تقسیم کنین! بدون تکرار البته! و خیلی چیزا تکراری حساب میشه گفته باشم! ![]()
پ.ن: عنوان مطلب گذاشتن از نوشتنش خیلی سختتره!!!!!!!!
پ.پ.ن: قصد ناراحت کردنتو ندارما هویجوری زدم!
--
پاراگراف اول: خیلی بدم میاد از شکستن، 1234567890! هویجوری سانسور دقیقا یعنی چی؟ این که چیزی رو که نوشتم اصلاح نکنم؟ یا چیزی رو که میخوام بنویسم ولی نمیشه رو نوشت؟
من بدون سانسور رو جفت در نظر میگیرم و هرچی الان میاد رو بدون اشکال مینویسم
دوم: نمیشه فقط یه خط میبود؟ خیلی اینطوری سخته نوشتن! آهنگ باحالی گوش میدم، هیچ ربطی به شرایط روحیم نداره یا حتی با کل عقایدم متفاوته، ولی نمیدونم شاید گاهی باید عوض شه آدم، نظر دیگران رو بشنوه! :-j البته نظر که چه عرض کنم! شعر! :p (تا الان تو این سه چهار روز شده 170 بار) رکورده ها!
سوم: یه چیزی به فکرم رسید وقتی داشتم دومی رو مینوشتم و الان از فکرم رفته! حتی ... آها یادم اومد! شاید حق با همهس! شاید حق با منه! ولی حق با تو!! نیست! اشتباه میکنی و نمیدونم چطوری بهت نشون بدم! و حتی نمیدونم چیزی به قبل بر میگرده یا نه، ولی سعی میکنم فراموش کنم گذشته رو... میشه؟
پ.ن: سانسوری که من استفاده کردم باعث پاراگراف سه شد! اگه مشکل دارین با اون تو!!! که نباید سانسور شه، تعریف سانسور غلطه پس کل سومی باید حذف شه! :D
داشت یادم میرفت، من از الهام (ستی) و مهرناز و پری و ممدرضا دعوت میکنم
ویرایش: الان دیدم ستایش نوشته،نامردیه
ویرایش: مهرنازم نوشته :((
میترسم وادارش کنم،
میترسم حرفی بزنم،
میترسم بازش کنم،
میترسم بخونم،
اگه جدید باشه،
خوشحال میشم از
جدید بودنش
آسوده خاطرم،
اگه قدیمی باشه،
میترسم از
قدیمی بودنش،
تقصیر منه؟
الان! رو باید زندگی کرد! وقت ثبت نیست!
فقط گذشتهس که تو یادمه! فقط اونه که مرور میشه و فقط اونه که نوشته میشه! از به یاد آوردن خسته شدم! از گذشتهم خسته شدم!!!
اطلاعات عمومی:! میدونستین بهتره از سیدیرام به عنوان یه player استفاده نکنین؟ عمرش کم میشه؟ اینو وقتی فهمیدم که ۸مین CDROM (البته الان DVDROM) به باد رفت!
---
پ.ن: خیلی وقت بود منتظر حرفش بودم! بالاخره رسید ولی کی بیاد معلوم نیست!
پ.ن.ن: اون میو بودا! الان شد میگمیگ! حتما باید یه چیزی باشه که بگم! مثل این موجودات تو بازیها که روشون کلیک میکنی و یه صدایی ازشون در میاد!!
---
ویرایش: قالب وبلاگ رو عوض کردم! قدیمیه یه سری عکس داشت ولی مثل اینکه اکانت پرشینگیگ طرف رو بسته بودن
ممدرضا زوری دعوت کرد نمی شه رد کرد دعوتو که! ![]()
اینم پتهی ما!
------
خودتو معرفی کن: رضا راجو! همینا بسه دیگه!
هااا برخلاف جایی که قبول شدم اصلا خرخون نیستم! یه کاری رو اونقدر انحام میدم تا از دستش خسته شم! آهنگ، بازی و... آدم اجتماعیهی نیستم! دوستای زیادی ندارم! در حد همون علفزاره:p! ولی خب از این طرف هم اونایی که دارم رو حاضر نیستم ول کنم! بسه دیگه!!!
فصل مورد علاقه: بهار
رنگ مورد علاقه: آبی کمرنگ
غذای مورد علاقه: قیمه؟
همم ماکارونی! بله درست حدس زدین! پیتزا!! ![]()
موسیقی مورد علاقه: یه چیزی که ریتم داشته باشه! اکثرا خارجکی!
بدترین ضدحالی که خوردم: همم ضدحال که زیاد خوردم! یکیشون اواخر همین تابستون بود! بهاران.
یکیش هم اون نمایشگاه قبلیه که از بچهها ممنون که موبایلمم یادداشت نکردن!![]()
ناشیترین کاری که کردم: پیشداوری![]()
بهترین خاطرهام: با خالهم (البته باز ملت درجریانن! خونی نیست)! عید رفتیم اصفهان جاتون خالی خوش گذشت!
بدترین خاطرهام: یادم نیست!
کسی که بخوام ملاقاتش کنم: ملتی که تهرانی نیستن و میتینگ نمیان! مثلا غزاله، فرشته!
کسی که نخوام ملاقاتش کنم: کسی به ذهنم نمیرسه
برای کی دعا میکنم: برای خیلیا! ![]()
موقعیت من در ده سال آینده: همم با این وضع کشور احتمالا ده سال دیگه تو خونه نشستم با همسایمون داریم سبزی پاک میکنیم! زنمم رفته بیرون سر کار ![]()
در کل نمیگم! ![]()
دعوت میکنم! که البته رد میشه احتمالا!!!
اگر دستت رو با چاقو ببري تراژديه، ولي اگه روي دربازكن بيفتي و بميري كمدي
----
هوومک خوشم(ش) مياد در هر شرايطي اين پسرا اي اس ال ميگيرن
دانشگاه تهران خيلي بهتره، با کلاسترن بچه هاش، شريفيا خل وضن
عوضش میای تهران هر روز میری میتینگ
فراموش شدن جزئي از زندگیه
همون نامرده، كه ميگفت دزيره دختر خالشه؟
اخه دزيره عادت نداره وقتي من يه خورده دير جواب بدم باز بزنه
ببخشيد ولي بزغاله داداششه
بي شخوي من برم يه چاي بذارم!دلم خواست!
ديوار چين تورو ساخته يا تو اونو ساختي؟
هميشه گيزر ميداد به تخمه ژاپني!!
لو بده....اينوايت بکون پليز!!!
شيريني چطوري بهمون مي دي؟
رفتي به همه گفتي؟
دلم چت میخواست
are mishnabkhtam ba id ...
ملت قاچاقي ميان تو نت من قاچاقي درس ميخونم
پاشو سه متر فاصله بگیر از مانیتور!!! سه دور ردو رخودت بچرخ دو تا نفس نیمه عمیق بکش حالت خوب میشه
در کل الان اون عقیده رو ندارم! غمگین باشین که یه موضوع دعوا به این راحتی از دستتون پرید!
یه نکتهای رو هم فهمیدم! این نوار بالایی برای نوشتن مطلب! تو فایرفاکس نمیاد
---
کتابای سیدنی شلدون رو دانلود کردم! و به عنوان مسخره بازی هی به یکی از دوستام میگفتم "از رویاهایت برایم بگو" (اسم یکی از کتاباش)!
همونطور هم الان باید بگم Nothing Lasts Forever (هیچچیز جاودانه نیست!)
----
پ.ن: فقط خواستم آپ کرده باشم که بگین خودشم میاد پیجش![]()
پ.پ.ن: دلم تنگه